تبليغاتX
آندرانیک تیموریان - آندرانیک
به من مى گفتند چقدر كند و آهسته بازى مى كنى
آندرانيك:
بهترين ايران بودم ، ضعيف ترين جزيره
122454.jpg
سعيد زاهديان

هنوز همان پسر صاف و صادق قبلى است كه در ابومسلم بازى مى كرد؛ او را حتى زمانى پيشتر از ابومسلم هم مى شناختيم. آن روز هاكه بازيكن تيم اميد عقاب بود و دم غروب هر از گاهى از ميدان حشمتيه ـ تقاطع خيابان معلم و خواجه نظام ـ رد مى شد كه اميرحسين صادقى را در حال آب ميوه خوردن مى ديد كه با گرمكن استقلال چه ژستى گرفته است و پيش خودش مى گفت...! از پاييز ۸۱ تا امروز چيزى حدود ۴ سال مى گذرد و در اين ۴ سال آندرانيك تيموريان بسيار عوض شده است ولى ذره اى تغيير در رفتار و منش و خلق و خوى او نمى بينيم. وقتى از در تحريريه ايران ورزشى داخل مى شود، مثل هميشه بشاش و خندان است. خيلى زود با بچه هاى روزنامه گرم مى گيرد و بعد از ۵ دقيقه سر حرف را باز مى كند. براى گفت وگو و مصاحبه اينجا نيامده است، آمده تا چند تا عكس براى ويژه نامه نوروز از او بگيريم و چند دقيقه گپ بزنيم و بعد به خانه برود چون زمان زيادى ندارد و بايد پنجشنبه به انگليس برگردد و در تمرينات بولتون حاضر شود. تيم بولتون روز يكشنبه در زمين تاتنهام بازى دارد و حالا پس از آن نمايش خوب مقابل آرسنال و فولام، شانس زيادى براى حضور در تركيب اصلى دارد.
اولين سؤال طبق معمول «چه خبر» است و بعد مى پرسيم كه از فوتبال در جزيره راضى هستى يا نه. احتياج نيست بيش از اين او را سؤال پيچ كنيم چون خودش از روز اول شروع مى كند: اول دلم نمى خواست كه به اروپا بروم. از غربت و تنهايى آنجا مى ترسيدم. نه اينكه خيال كنيد فكر مى كردم از نظر فوتبالى كم بياورم، نه! يك بار رفتم و تست آمادگى جسمانى دادم و قبول شدم و بعد برگشتم ايران. فكر مى كردم ابومسلم رضايتنامه نمى دهد و همه اين كارها سركارى است. يك هفته بعد از باشگاه بولتون نامه آمد كه براى عقد قرارداد به انگليس بروم. رفتم و ماندگار شدم. قراردادم بسته شد و تا روز آخر نقل و انتقالات منتظر ويزاى كار بودم. باز هم فكر مى كردم سركارى است و به زودى برمى گردم ايران و يك سال ديگر بايد در تيم ابومسلم بازى كنم. جدى تمرين نمى كردم و شل و بى انگيزه بودم. الكى مى دويدم تا اينكه يك روز سم آلاردايس صدايم زد و گفت كه بعد از تمرين داخل باشگاه بمان. مرا به اتاق آناليز بردند و تلويزيون را روشن كردند. يكدفعه ديدم كه فيلم صحنه هاى تمرين را مقابلم نمايش دادند كه از دوربين بالايى ورزشگاه Reebok گرفته شده بود. انگليسى خوب نمى فهميدم از حرف هاى سم و دستيارانش متوجه شدم كه منظورشان الكى تمرين كردن است. صحنه هايى را كه نمى دويدم يا شل تمرين مى كردم را چندبار پخش كردند و بعد گفتند: از حالا بازيكن تيم بولتون هستى... بى ترديد كارت درست مى شود و ما روى تو حساب ويژه اى باز كرده ايم. سعى كن با قدرت تمرين كنى و توانايى هايت را نشان بدهى. فوتبال در جزيره با تمام دنيا فرق مى كند... تو مى توانى يكى از موفق ترين بازيكنان بولتون باشى.
اين حرف هاى آندو ما را ياد مصاحبه هاى او در تابستان مى اندازد كه اكثر رسانه ها با ترديد از انتقال آندو حرف مى زدند اما آندو آنقدر ماند و تمرين كرد و سختى كشيد تا خودش را در جام حذفى مقابل دان كاستر نشان داد. آن بازى نقطه عطفى در كار آندو بود و مسير فوتبالى اش را تغيير داد. پس از آن مقابل منچستر سيتى و فولام خوب بازى كرد تا سرانجام آندو را مقابل آرسنال تماشا كرديم. ۸۵ دقيقه مثل بقيه بازيكنان زمين بود. لااقل چيزى از بقيه هافبك هاى ليگ جزيره كم نداشت. آندو همچنان ادامه مى دهد: من بهترين بازيكن ايران در جام جهانى بودم ... اينجا همه از بدنم تعريف مى كردند و جزو آماده ترين بازيكنان ليگ ايران محسوب مى شدم اما وقتى به انگليس رفتم، فهميدم در مقايسه با آنها اصلاً آماده نيستم و اين بدن به دردم نمى خورد. روزهاى اول اصلاً نمى توانستم درگير بشوم و از نظر بدنى كم مى آوردم اما حالا به عضلاتم نگاه كنيد، سفت و محكم شده و خودم لذت مى برم. مقابل آرسنال حتى يك بار كم نياوردم و خيلى راحت با هافبك هاى آرسنال درگير مى شدم. حتى سرعت فوتبالم هم بالا رفته است. زمانى كه در ايران بودم، عادت به بازى تكضرب و سرعتى داشتم و خودم را بازيكنى سريع و تند ـ از نظر تصميم گيرى ـ مى دانستم اما روزهاى اول با اينكه يكضرب و تند پاس مى دادم اما ايراد مى گرفتند كه چقدر كند و آهسته هستى اما خدا را شكر الان به سرعت فوتبال جزيره عادت كرده ام و هيچ مشكلى در بازيها ندارم. كادر فنى از عمكردم راضى است و فكر مى كنم كه روز به روز در انگلستان پيشرفت مى كنم. به تنهايى عادت كرده ام و بيشتر وقتم را در خانه مى گذرانم، فيلم نگاه مى كنم ،كتاب مى خوانم و به اندازه كافى استراحت مى كنم. فكر مى كنم عامل اصلى موفقيت در فوتبال اروپا سالم زندگى كردن و خوب تمرين كردن باشد. اصلاً شرايط در انگلستان با فوتبال ايران قابل مقايسه نيست. بعد از هر بازى دو تا CD داخل كمد ما مى گذارند. يكى از CDها كه مربوط به بازى ۹۰ دقيقه اى است و CD دوم، صحنه هاى اشتباهات هر بازيكن كه در خانه آن را تماشا كند. البته يك روز هم داخل اتاق آناليز با حضور مربيان، اشكالات هر بازيكن را توضيح مى دهند.
آندرانيك مثل روزهاى اول نيست كه از حضور در جزيره پشيمان باشد. او حالا مى فهمد كه انتخاب درستى داشته و از بين تيم هاى اماراتى و آلمانى، بولتون را انتخاب كرده است. آندرانيك فعلاً به فكر جدايى از بولتون نيست و به شرايط بهتر در اين تيم فكر مى كند. از هر بحثى سؤالاتى مى پرسيم و او يكى پس از ديگرى جواب مى دهد. البته شوخى و خنده در جواب هايش وجود دارد: انتخاب خوبى داشتم. جو تيم ما عالى است و بازيكنان رابطه خوبى دارند، درست برعكس ايران كه هيچ كس به بازيكن كنار دستى اش كمك نمى كند. اصلاً محيط تيم بولتون به كسى اجازه نمى دهد كه اينگونه رفتار كند. آنلكا و كمپو و گرى اسپيد قديمى هاى تيم ما هستند اما رابطه نزديكى با جوانترها دارند. دروازه بان تيم ما ـ ياسكلاينن ـ فوق العاده است. حتى به اعتقاد بازيكنان تيم بولتون، از پتر چك هم بهتر است. بهترين ورزشگاهى كه ديده ام، اولدترافورد است. همه لباس سرخ مى پوشند و ورزشگاه سراسر قرمز است. تيم فوق العاده اى هستند و سخت ترين مسابقه تيم هاى ليگ برتر، در اولدترافورد است و ... آندو حرف هاى ديگرى هم مى زند. بعضى از آنها نوشتنى نيست و حسرت مى خوريم كه چرا نمى توانيم آنها را بنويسيم. او بايد برود و براى رفتن كمى عجله دارد. معمولاً قبل از بازگشت به انگلستان، سر مزار پدر مرحومش مى رود و ما هم نمى خواهيم بيش از اين وقتش را بگيريم. راستى نگفتيم كه در اين شرايط او در ايران چه كار دارد!
بهتر است از قول خودش بنويسم: تيم ما پس از شكست مقابل آرسنال، از جام حذفى كنار رفت. مسؤولان باشگاه براى اين مقطع كه ليگ تعطيل بود سفر تفريحى به اسپانيا را در برنامه داشتند. آلاردايس به من گفت كه براى گشت و گذار به اسپانيا مى رويم... حالا تو خودت تصميم بگير كه با ما مى آيى يا به ايران مى روى ... بهتر است به ايران برگردى و كنار خانواده ات باشى تا روحيه ات عوض شود. تيم ما فقط چهارشنبه يك تمرين سبك را انجام مى دهد. تو هم طبق برنامه اى كه مى گيرى، يك جلسه در ايران تمرين مى كنى... اين استراحت در ازاى تعطيلات ژانويه كه نتوانستى به ايران بروى. فقط جمعه اينجا باش كه بايد تمرين كنيم و شنبه با تاتنهام بازى داريم.
آندو رفت و احتمالاً ديگر او را در ايران نمى بينيم تا ليگ جزيره تمام شود و او براى اردوى تيم ملى و جام ملت ها به ايران بيايد. راستى آنقدر از اين شاخه به آن شاخه پريديم كه يادمان رفت حرف هاى آندو را در مورد سايپا كه در ليگ برتر صدرنشين است بنويسيم يا حسرت او را از حذف استقلال بيان كنيم. آندرانيك رفاقت را رمز موفقيت سايپا مى داند. چيزى كه در فوتبال ايران كيمياست اما آندو را هنوز همان آدم سابق مى بينيم كه ژست ليگ برترى شدن ندارد و خيلى خونگرم و دوست داشتنى به نظر مى رسد.
+ نوشته شده توسط آندرانیک در 85/12/03 و ساعت 15:10 |